19 September، 2009

تکرار تاریخ

می گویند تاریخ تکرار میشود . اولین بار اتفاقی که رخ میدهد تراژدی است و تکرار آن در مرتبه دوم کمدی است. امروز برای من تاریخ تکرارشد. اولین باردر سال 1370 در دانشگاه قبول شدم ( دوره لیسانس) وامسال هم در سال 1388 در دانشگاه قبول شدم( در دوره فوق لیسانس) و اماچه شد که به یاد این مشابهت افتادم ؟ امروز که برای ثبت نام به دانشگاه رفتم یک مرتبه هوا خراب شد و آسمان شروع به بارش کرد ، آن هم چه بارشی. هوا تاریک ، رعد و برقهای وحشتناک . خیابانها پر از گل ولای ، آبهای جاری در سطح خیابان داخل دانشگاه . خلاصه وضعیتی بود .یک مرتبه یادم افتاد که هیجده سال پیش هم درست در زمانی که برای ثبت نام به دانشگاه رفتم همین وضعیت برای من پیش آمد. ناخوداگاه از طریق خیال و رویا در گذر زمان به عقب برگشتم و به یاد آن روز افتادم .به من گفتند بابد بروی خوابگاه دانشگاه .آدرس را گرفتم ودر حالی که شرشر باران می آمد با تاکسی به سمت خوابگاه رفتم .تاکسی در منطقه ای بیابانی و فاقد بنا یا عمارت توقف کرد وگفت همین جاست. گفتم کو؟ اینجا که چیزی نیست. گفت این مسیر خاکی رو میبینی؟ گفتم آره . گفت همین رو میری تا آخرش میرسی به خوابگاه .اگه الآن نمیبینی برای اینه که هوا بارونی هست وچشم چشم رو نمی بینه .مگر نه از دور معلومه / گفنم باشه .پیاده شدم و در حالی که حتی چتر هم نداشتم تو دل بیابان به سمت آپارتمانهایی که ظاهراٌ در انتهای مسیر خاکی بود حرکت کردم. قشنگ خاطرم هست که این مسیر بیش از سی دقیقه طول کشید و وقتی که رسیدم انگار از جنگ برگشته بودم .درست مانند سربازانی که بعد از پایان جنگ جهانی دوم پیاده به سمت کشور خود بر می گشتند . کفش گلی ، شلوار گلی ، موها خیس ، پیراهن خیس .
.
و امروز درست همین وضعیت برای من پیش آمد. دوباره به گذر زمان خیره شدم .دفعه قبل حتی چتر نداشتم ولی این بار چتر داشتم. دفعه قبل موبایل نداشتم ولی اینبار داشتم .دفعه قبل ماشین نداشتم ولی اینبار داشتم . در طول آن چهار سال پول تو جیبی من توسط پدر تامین میشد و همیشه عقب تر از خواسته ها بودم ولی اینبار ظاهراٌ وفعلاٌ پول دارم .کاشکی همه این امکانات همون موقع برای من بود ولی خوب گذشته از اینکه باید گفت خدارو شکر یک چیز دیگر هم هست که در آن زمان نداشتم ولی حالا دارم و آن هم وجود یک یار خوب است که الآن در کنارم دارم.

03 September، 2009

بزنگاه

در یکی از اون بزنگاه هایی که گاهی آدم در مسیر زندگی در مقابل آن قرار می گیرد ، من را هل دادی وگفتی می گویم از این طرف برو . هر چی گفتم ولم کن من که میدونم نمیشه ولی تو گفتی همین که من می گویم .
درست بعد از چند ماه معلوم شد همان چیزی که تو گفتی درست از آب درآمد .
و حالا من هستم و این مسیری که به لطف تو در آن قرار خواهم گرفت .

08 August، 2009

مستم و دانم که هستم من

مستم و دانم که هستم من (نماز)

شعری از اخوان ثالث

باغ بود و دره- چشم انداز پر مهتاب.
ذاتها با سایه‌های خود هم اندازه .
خیره در آفاق و اسرار عزیز شب،
چشم من – بیدار و چشم عالمی در خواب.
.
.

نه صدائی جز صدای رازهای شب،
و آب و نرمای نسیم و جیرجیرکها،
پاسداران حریم خفتگان باغ،
و صدای حیرت بیدار من (من مست بودم، مست)
خاستم از جا
سوی جوی آب رفتم، چه می آمد
آب.
یا نه، چه می‌رفت؛ هم ز انسان که حافظ گفت، عمر تو.
با گروهی شرم و بی‌خویشی وضو کردم.
مست بودم، مست سرنشناس، پانشناس، اما لحظه پاک و عزیزی بود.
برگکی کندم
از نهال گردوی نزدیک،
و نگاهم رفته تا بس دور.
شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده.
قبله گو هر سو که خواهی باش.
با تو دارد گفت وگو شوریده مستی .
- مستم ودانم که هستم من-
ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟
.
.
برگرفته از وبلاگ سیمرغ

عشق و دوست داشتن

تفاوت عشق و دوست داشتن از نگاه دکتر شریعتی!
.
.
.
.
عشق یك جوشش كور است و پیوندی از سر نابینایی
اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
.
.
عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می‌كند و تا هر جا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می‌گیرد
.
.
عشق در غالب دل‌ها، در شكل‌ها و رنگ‌های تقریبا مشابهی متجلی می‌شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشتركی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می‌گیرد و چون روح‌ها بر خلاف غریزه‌ها هر كدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می‌توان گفت: كه به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست
.
.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌كند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست
.
.
عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشكار رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور می‌گوید: شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه كنید
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی‌های روح كه زیبایی‌های محسوس را بگونه‌ای دیگر می‌بیند
.
.
عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است
اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت
.
.
عشق با دوری و نزدیكی در نوسان است. اگر دوری بطول انجامد ضعیف می‌شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می‌كشد و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می‌ماند
اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است، دنیایش دنیای دیگری است
.
.
عشق جوششی یكجانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد كه كیست یك خود جوششی ذاتی است و از ین رو همیشه اشتباه می‌كند و در انتخاب بسختی می‌لغزد و یا همواره یكجانبه می‌ماند و گاه، میان دو بیگانه نا‌همانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریكی است و یكدیگر را نمی‌بینند، پس از انفجار این صاعقه است كه در پرتو رو شنایی آن، چهره یكدیگر را می‌توانند دید و در اینجا است كه گاه، پس جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق كه در چهره هم می‌نگرند، احساس می‌كنند كه هم را نمی‌شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق درد كوچكی نیست
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز می‌شود و رشد می‌كند و ازین رو است كه همواره پس از آشنایی پدید می‌آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می‌خوانند و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می‌شوند
.
.
دو روح، نه دو نفر، كه ممكن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی‌ها احساس خودمانی بودن كنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است كه بسادگی از زیر دست احساس و فهم می‌گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ كلام یكدیگر احساس می‌شود و از این منزل است كه ناگهان، خودبخود، دو همسفر به چشم می‌بینند كه به پهن‌دشت بی كرانه مهربانی رسیده‌اند و آسمان صاف و بی لك دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق‌های روشن و پاك و صمیمی ایمان در برابرشان باز می‌شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یك معبد متروك كه در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می‌آورد
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام‌های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین‌های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستان‌های دیگر را بهمراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه، بر سر و روی این دو میزند
.
.

عشق، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می‌كند و با خود به قله بلند اشراق می‌برد
.
.
.
بر گرفته از وبلاگ سیمرغ و این هم لینک مطلب

سر درد

چگونه سردردهای خود را درمان کنیم؟

علم پزشکی هفت راه زیر را برای مبارزه با سردرد موثرشناخته است. نشریه پزشکی لنست چاپ انگلستان ضمن اعلام این خبر راههای پیشگیری از سردرد را به این شرح توضیح داده است:

همیشه راست ومستقیم بایستید وبنشینید طرز نشستن غلط و ناجور قرار گرفتن ستون فقرات موجب وارد آمدن فشار به مهره های گردن شده و سردرد را موجب می شود .
در مصرف دارو زیاده روی نکنید. مصرف بی رویه قرصهای سردرد خود به خود موجب سردرد می شود.
آب فراوان بنوشید. مصرف کم آب آشامیدنی و تشنگی باعث خشکی سلولهای بدن شده و باعث سردرد می شود.
اگر پس از خوردن غذا و یا صرف آشامیدنی دچار سردرد شدید فهرستی از غذاهای مصرف شده را یاد داشت کنید.مصرف کنند گان برخی از مواد خوراکی ماننند پنیر ویا شکلات ازخود حساسیت نشان میدهند و دچار سردرد میشوند.
هوای داخل خانه یا دفتر کار خود را از آلودگی پاک کنید واز هوای تازه تنفس کنید پس از رنگ آمیزی اتاق درب و پنجره هارا باز نگه دارید تا بوی تند مواد پاک کننده مانند تینر و رنگ از اتاق خارج شود.
از استراحت و خواب کافی در شب و نیمروز غافل نشوید . بی خوابی از عوامل اصلی در بروز سردرد محسوب می‌شود. نخوردن غذا و گرسنه ماندن غیر طبیعی باعث ایجاد سردرد می‌شود.
از زیاده روی در مصرف چای ، قهوه و آشامیدنیهای کافئین‌دار پرهیز کنید


___________________________


روشهاي درمان سردرد بدون دارو :

خوردن پنیر، پرتقال، شكلات و قهوه با معده خالى مى تواند موجب بروز سردرد شود. همچنین كم آبى ، عدم فعالیت ورزشى و رژیم هاى سخت در سردرد موثرند.
متن کل خبر :
بهترین روش مقابله با سردرد، در درجه اول پیشگیرى از وخیم شدن آن است. اگر جزء افرادى هستید كه اغلب گرفتار سردرد هستند، بهتر است لیستى از تمام غذاهایى كه ظرف چند روز یا چند هفته پیاپى خورده اید، تهیه كنید. سپس این لیست را به دقت بررسى كنید تا شاید رابطه اى میان مصرف غذایى خاص با بروز سردرد در خود بیابید.خوردن پنیر، پرتقال، شكلات و قهوه با معده خالى مى تواند موجب بروز سردرد شود. همچنین كم آبى ، عدم فعالیت ورزشى و رژیم هاى سخت در سردرد موثرند.اما خبر خوش این است كه اگر سردردها با عارضه دیگرى همراه نباشند، به ندرت نشانه مشكلى جدى هستند. در حقیقت از هر چهار مورد سردرد، سه مورد در اثر گرفتگى ماهیچه هاى پشت، گردن و فك به وجود آمده اند.
درمان هاى تكمیلى اغلب دیدگاهى كلى نگر دارند:
آنها جسم و ذهن را با هم مورد درمان قرار مى دهند و تنها به نشانه هاى بیرونى اكتفا نمى كنند. این نوع درمان ها را مى توان به موازات درمان هاى دارویى معمول اعمال كرد.اگر از آن دسته افرادى هستید كه معمولاً از سردردهاى مكرر رنج مى برند، ناامید نشوید. روش هاى طبیعى متعدد و متنوعى براى تسكین سردرد و یا حتى بهتر از آن، پیشگیرى از بروز سردرد وجود دارند كه در اینجا به بعضى از آنها اشاره مى كنیم:
عطرآروماتراپى (Aromatherapy)
كلمه "آروماتراپى" به معناى "درمان با بهره گیرى از بوى خوش" است. در این روش درمانى از روغن هاى معطر كه منشاء گیاهى و طبیعى دارند و از گیاهان و درخت هاى گوناگون تهیه مى شوند استفاده مى شود. این روغن ها روى پوست ماساژ داده مى شوند و یا از طریق استنشاق استفاده مى شوند و به این طریق سیستم عصبى مربوط به تسكین درد را تحریك مى كنند.
روغن اسطوخودوس به طور اخص بر روى سردردها تأثیر گذار است. وان را با آب گرم پر كنید و چند قطره از روغن اسطوخودوس را در آن بریزید و دقایقى در آن بخوابید. این امر از بروز سردرد یا شدیدتر شدن آن جلوگیرى مى كند. اما اگر دچار سردرد هستید از این روغن براى كمپرس سرد استفاده كنید. پارچه اى را در ظرفى آب سرد كه سه تا چهار قطره روغن اسطوخودوس در آن ریخته اید خیس كنید و سپس خوب بفشارید تا آب اضافى آن گرفته شود. با این پارچه شقیقه ها، پیشانى و گردن را پنج دقیقه كمپرس كنید. همچنین مى توانید دو قطره روغن اسطوخودوس را در یك نعلبكى كوچك حاوی روغن بادام شیرین یا آفتاب گردان بریزید و با این روغن شقیقه ها را ماساژ دهید.
اگر دچار اضطراب و استرس نیز هستید، روغن نعنا را نیز امتحان كنید.اگر قصد دارید خودتان در خانه این كار را انجام دهید این روغن ها را پیش از مصرف مستقیم بر روى پوست، با روغن بادام شیرین رقیق كنید.درمان گیاهىبسیارى از داروها حاوى عصاره گیاهان هستند؛ مانند آسپرین كه از پوست بید استخراج مى شود. اما در درمان هاى گیاهى، عصاره ها به شكل طبیعى خود و بدون افزودنى هاى دیگر استفاده مى شوند، از این رو به ندرت عوارض جانبى دربر خواهند داشت.
اگر دچار سردردهاى میگرنى هستید، خوردن برگ بابونه گاوى به صورت روزانه را امتحان كنید. این گیاه حاوى ماده اى است به نام پارتنولید (Parthenolide) كه مى تواند حملات میگرن را دفع كند.
براى دردهاى ناشى از گرفتگى عضلات چاى نعنا یا رزمارى بنوشید. یك قاشق چای خورى رزمارى یا نعناى تازه و یا خشك را در یك فنجان آب جوش بریزید و 10 دقیقه صبر كنید. سپس چاى را صاف كرده و سه بار در روز كمى از آن را بنوشید.
هومیوپاتى (Homeopathy)
هومیوپاتى با تعادل بخشیدن به سیستم انرژى در بدن، ناراحتى هاى فیزیكى گوناگون را درمان مى كند. درمان در این روش عبارت است از:
بهره گیرى از موادى بسیار رقیق شده كه در مقدار زیاد خود، عارضه مورد درمان را تولید مى كنند.
بعضى از مفیدترین مواد مورد استفاده براى رفع سردرد عبارتند از:
بلادن (براى سردردهاى ضربانى)، ریشه یاس زرد (براى سردردهاى ناشى از گرفتگى عضلات پیشانى و گردن) و قهوه (براى سردردهایى كه با احساس فشار در پیشانى و بى قرارى همراه هستند).
رفلکس پادرمان بازتابى (Reflexology)
درمان بازتابى نوعى روش درمانى همراه با ماساژ است كه در آن به نقاط خاصى در دست ها یا پاها فشار وارد مى شود. اگر چه در این روش تمام دست یا پا ماساژ داده مى شود، اما متخصص این شیوه درمانى، توجه بیشتر خود را به نقاطى كه با عضو دردناك مرتبط است معطوف مى كند. این فشارها موجب تحریك گردش خون و جریان لنف در بدن شده و پس از دریافت ماساژ احساس تجدید قوا را در فرد ایجاد مى كند.
یوگا
تمرینات یوگا براى آرامش روح، همراه با آسایش بدن طراحى شده اند و حالت و وضعیت بدن را نیز اصلاح مى كنند. به ویژه تكنیك الكساندر در یوگا براى اصلاح نحوه قرارگیرى بدن كه خود مى تواند منشاء سردرد باشد، بسیار مفید است.
هیپنوتیزمتأثیر
هیپنوتیزم در رفع سردردهاى ناشى از گرفتگى عضلات به اثبات رسیده است، اما میزان اثرگذارى آن به تاثیر گرفتن فرد از هیپنوتیزم بستگى دارد


___________________

تعدادی از غذاها ، نوشیدنی ها و افزودنی هایی که به طور معمول با سردرد در ارتباط می باشند ،عبارتند از :
پنیر کهنه و سایر غذاهای حاوی تیرآمین
تیرآمین ماده ای است که به طور طبیعی در تعدادی از غذاها وجود دارد. این ماده در اثر شکستن زنجیره ی پروتئینی غذاهای مانده به وجود می آید. معمولاً هر قدر ماده ی غذایی پروتئینی مانده تر باشد، حاوی تیرآمین بیشتری نیز می باشد. میزان تیرآمین در پنیر، با توجه به نوع فرآیند، نوع تخمیر، قدمت، نوع فساد و حتی نوع آلودگی باکتریایی متفاوت است. پرهیز از مصرف مواد غذایی حاوی تیرآمین مانند پنیر مانده ، نوشیدنی های الکلی ، برخی گوشت های فرآیند شده و غذاهای ایجاد کننده ی
فشار خون ، به خصوص برای افرادی که از داروهای بازدارنده ی مونوآمین اکسیداز برای درمان سردرد خود استفاده می کنند، ضروری به نظر می رسد.
پنیرهای ذکر شده در زیر دارای بیشترین میزان تیرآمین می باشند :
- پنیر آبی (نوعی پنیر که قارچی آبی رنگ روی آن می نشیند) ، چدار، استیلتون (نوعی پنیر انگلیسی)، فتا ، موزارلا، پارمزان، سوئیسی و پنیر پرورده .

الکل
هنگام مصرف الکل، خون بیشتری به سمت مغز می رسد. بسیاری از دانشمندان عامل ایجاد کننده ی سردرد را ناخالصی موجود در الکل یا محصول فرعی ناشی از سوخت و ساز الکل در بدن می دانند.
غذاهای سرد
غذاهای سرد نیز در برخی افراد سبب سردرد می شود. زمانی که درجه ی حرارت بدن، به دلیل ورزش یا حرارت بالای محیط افزایش یافته باشد و ماده ی غذایی سردی مصرف شود، دردی که در ناحیه ی پیشانی حس می شود حداقل 60-25 ثانیه و حداکثر برای دو دقیقه به طول می انجامد. بیش از 90 درصد افرادی که از
میگرن رنج می برند، حساسیت به بستنی و مواد غذایی سرد را اظهار کرده اند.
سایر مواد غذایی ایجاد کننده سردرد
بادام زمینی ، کره ی بادام زمینی ، سایر مغرها نظیر پسته و گردو و بادام ، پیتزا ، چیپس سیب زمینی ، جگر مرغ یا سایر قسمت های گوشت ، ماهی دودی ، نان ، کراکر و دسرهای حاوی پنیر، موز رسیده ، میوه های اسیدی مانند مرکبات ، آلو قرمز، تمشک ، کیوی ، آناناس ، انواع میوه های خشک مانند انجیر خشک ، کشمش ، خرما ، سوپ تهیه شده با عصاره ی گوشت یا سوپ رقیق (به جز آب گوشت تهیه شده در منزل) ، فرآورده های شیری پرورده نظیر خامه ی ترش ، سرشیر ، ماست ، کافئین موجود در شکلات ، کاکائو و نوشیدنی هایی مانند قهوه ، چای و نوشابه های غیرالکلی گازدار و همچنین کافئین موجود در برخی داروها ، آسپارتام و سایر شیرین کننده های مصنوعی .
.
منبع : ماهنامه دنیای تغذیه


________________

31 July، 2009

جمعه

از اون جمعه های مسخره هست امروز . تازه خوبه بعدازظهر میهمان هم داشتیم ولی با این حال روز مسخره ای هست امروز. گاهی همینطوری آدم احساس میکنه که روزی که داخلش قرار گرفته مسخره هست ، حالا فکرش رو بکن این روز جمعه هم باشد. خود این قضیه باعث میشود که همه چیز حالت قوز بالا قوز پیدا کنه ، بعدش آدم حس میکنه که همه چیز دست به دست هم داده که مسخره گی رو تا عمق وجودش لمس کنه.

18 July، 2009

تولد

بيست وهفتم تير يك روز مهم براي من
يك روز شاد
يك روز خوب
يك روزي كه تو در اون تاريخ به دنيا آمدي
روزي كه تو با آمدنت نيمه گمشده من را تكميل كردي
هرچند پيدا كردن تو زمان برد ولي ارزش صبر كردن را داشت
قاعدتاٌ بايد اين روز رو به تو تبريك بگويم ولي هر چي فكر مي كنم اين تبريك بيشتر براي خودم است ، چون از طريق تو فهميدم دوست
داشتن يعني چه ،ازطريق توبه عشق پي بردم ،از طريق توبا واژه محبت آشنا شدم واز طريق تو فهميدم انگيزه يعني چه.
تولدت مبارك عزيزم

17 July، 2009


11 July، 2009

غبار

اين روزها گردو غبار عجيبي سرتاسر كشور را فراگرفته است. شدت اين آلودگي به حدي بود كه دو روزپياپي تهران رو تعطيل اعلام كردند،البته شهرهاي ديگري هم به همين دليل تعطيل شدند.خلاصه وضعيت غريبي بر شهرهاي ايران حكمفرما شده است .حالا من خيلي كاري به اين گردوغبار ندارم ولي چيزي كه براي من جالب توجه بود وهست ، وجود نعمتي به نام آب است. توي اين هواي آلوده وقتي يك مشت آب به سر و صورت آدم مي خورد احساس زندگي به درون آدم غوطه ور ميشود. همين آب وقتي به روي گياهان و به خصوص شاخ وبرگ درختها پاشيده ميشود زندگي در طبيعت جريان پيدا ميكند. اينجاست كه ميشود به اين نكته پي برد كه باران تنهاو تنها عاملي است كه طبيعت در حال مرگ اين مملكت را مي تواند نجات دهد. اي كاش باران ببارد.
پ .ن : هميشه باران به شكل آب نيست وهميشه هم چيزي كه باران بر آن ميبارد زمين وگياه نيست .خيلي وقتها ، هم باران وهم محل بارش باران انسانها هستند.مثل خودم و خودت كه با بارش محبت بر من كوير دلم رو سرسبز كردي.

وراجي

اين چند وقت چقدر اتفاق رخ داده كه در موردش هيچي ننوشتم. سه هفته پام تو گچ بود ، انتخابات رياست جمهوري برگزارشد ، كلي راهپيمايي و كتك كاري هر روز شكل مي گرفت ، من به يك مسافرت اجباري دو روزه رفتم ، تو هم به مسافرت دو روزه رفتي و خيلي چيزهاي ديگري كه حالا يادم نيست .احتمالاٌ هر وقت اينجا رو ديدي به خودت گفتي كه اي بابا دنيا رو آب ببره اين رو خواب مي بره . باور كن بحث خواب آلودگي من نبوده ها ، مشكل تنبلي بوده وبس .ضمن اينكه لابد الان تودلت مي گي : " آره جون خودت تو و كم حرفي به خاطر تنبلي؟ اصلاٌ ميشه از تو حرف زدن رو گرفت؟ ماشالا دست به حرف زدنت كه خوبه " و بعد من هم چون حرف دل تو رو خوب مي خونم درجوابت تو دلم مي گويم كه : " بابا من كجا پر حرفم ؟ " و صد در صد چون تو ميدوني كه من هم اين جواب رومي دهم ، فوراٌ تو دلت مي گويي " نه عزيزم تو پر حرف نيستي ، تو وراجي "

03 June، 2009

گچ

به همین راحتی پای راست من رفت توی گچ . یکی نیست بگه نونت نیست ، آبت نیست راه رفتن تو خیابون واسه چی آخه؟ اون هم پیاده روهای درب وداغون تهران ، اون هم نه برای کار خودت بلکه برای کار یکی از همکاران . بفرما آقا کیوان حالا بیست روز که گچ رو تحمل کردی و اگر شانس بیاری رباط پا دیگر مشکل ساز نشه ، یاد میگیری که اولاٌ چطوری تو خیابون راه بری و دوماٌ برای کار خودت پیاده روی کنی که بعداٌ اینطوری دلت نسوزه .
پ ن : دیروز موقع راه رفتن تو پیاده رو پای راستم روی دو تا سنگ فرشی که از نظر ارتفاع هم سطح نبودند رفت و به یکباره مچ پای من به داخل تا شد. در واقع پیچ خورد. تا امروز صبح تحمل کردم ولی دیدم دردش ول کن نیست. دکتر رفتن همان و گچ کاری شده پا همان .

20 May، 2009

زندگي

چشماني باز
خيره
افق
سكوت
صبر
واژگان آشناي زندگي من