۲۰ دی، ۱۳۸۷

هذیان

همینطوری بیخود و بی جهت احساس دلتنگی دارم.
به غروب جمعه مربوطه ؟ نمی دونم.
بی پول شدم ؟ نه خیلی .
دلم برای تو تنگ شده ؟ این که درد همیشگی هست.
گرسنه شدم ؟ نه بابا چقدر غذا بخورم.
تشنه شدم ؟ الآن چایی خوردم.
با دوستم تو مالزی صحبت کردم و این باعث شده ؟ نه بابا.
مال چهار روز بخور وبخوابه ؟ این هم میشه.
همه اینها میشه و هیچ کدوم هم نمیشه.
پس چی میشه؟ اصلاٌ چرا باید بشه؟ خوب گرفته که گرفته ، دلیل می خواهد؟ حالا فکر کن دلیلش رو هم پیدا کردی؟ چیکار می تونی بکنی؟ طبق معمول هیچی .
پس بیخیال دلیل .
برو پدر جان یه فکری بکن زودتر شب بشه که با عشق دیدار یاردر فردا بتونی شب رو سپری کنی.
خوب حالا مشکل چند برابرشد. چکار کنم تا شب؟ ممممممممممممممممممممممممممممم یعنی دارم فکر می کنم. فهمیدم. بهتره برم تلویزیون را روشن کنم و بعد هم همزمان کتابی که تازه خریدم رو بگیرم دستم و یه چند صفحه ای بخونم .
به به یعنی داری میگی اهل اندیشه وکتاب هم هستی ؟ نه؟ ژست میگیری آقا ؟ نه بابا چه ژستی ، فقط نمی خواهم بخوابم .چون اگه الآن بخوابم دیگه شب رو مجبورم بیدار بمونم. حالا داره تو دلم یه ندای غیبی میگه: اگه الآن بخوابی و شب هم به زور بخوابی چی میشه ؟
عجبا میگه چی میشه ؟ بابا جان مگه سعدی نگفت که : ای که 50 رفت و در خوابی ....... مگر این چند روزه در یابی
خوب دیگه درستش اینه که الآن من هم بگم :
ای کیوان که 36 رفت و در خوابی ........... همین چیزی که خدا رسوند رو دو دستی بچسب که دریابی
و اما سعدی میگه " دریابی " بر وزن " در " یعنی همان چیزی که از آن رد می شویم و به خانه یا اتاقها وارد می شویم ، ولی در شعر من که گفتم ( ای کیوان که36 رفت و......) مظور من " در " که سعدی گفت نیست ، بلکه منظور من " در" با وزن ضمه بر روی " د" به معنی جواهر است . " در" گوهری است که درون صدف قرار دارد. آره این جوریاست.
پی نوشت 1: کتاب " ما چگونه ما شدیم " نوشته دکتر صادق زیبا کلام .در خصوص علت عقب ماندگی ایران در طول تاریخ
پی نوشت 2 : یکی نیست بگه به توچه مربوطه بچه پر رو که ایران چرا عقب افتاده .
پی نوشت 3(از دل خوانندگان این متن) : آقا جان خودت فهمیدی از اون بالا تا پایین چی نوشتی؟ واقعاٌ که .
پی نوشت 4( جواب به خوانندگان) : خوب من که اسم متن رو گذاشتم هذیان دیگه چرا غر میزنید حالا ؟
پی نوشت 5: رنگ ها رو

هیچ نظری موجود نیست: