۱۰ فروردین، ۱۳۸۷

جهانی شدن

در قرن بیست ویکم ودر حالی که روز به روز جهان بیشتر به سمت دهکده شدن پیش میرود ، اوضاع در برخی از مناظق به گونه ای است که گویی بعضی از افراد در حال لج بازی و سرنا زدن از سمت گشاد آن هستند.ترویج این قضیه یا به صورت عمدی است یا به صورت جاهلانه توسط انسانهای نادان. شاید به همین دلیل است که هرگز در طول تاریخ انسانها مانند هم زندگی نکرده اند.
البته در گذشته ها مشابه نبودن زندگی و خواسته ها امر غریبی نبوده ولیکن در این عصر هضم آن کمی سخت وشاید نشدنی باشد.دغدغه یکی شدن فرهنگها که از آن با تعبیر جهانی شدن یاد میشد با اصلاحیه ای که برآن زده شد به شکل زیر تغییر یافت : جهانی بیندیش ولی بومی عمل کن...... با این حال حتی این تبصره نیز نتوانسته مانع از مقاومت آگاهانه برخی از صاحب منصبان ویا مقاومت متعصبان خشک مغز گردد.
یک نمونه برای درک بهتر مطلب فوق ارائه میگردد :
*شهاب‌نیوز ـ رائول کاسترو رئیس جمهور جدید کوبا که جایگزین برادر دیکتاتورش فیدل کاسترو شده است، امروز جمعه به مردم این کشور اجازه داد از این به بعد از تلفن همراه استفاده کنند، وسیله‌ای که تاکنون در این کشور فقط به خارجی‌ها و کارمندان دولتی اختصاص یافته بود. به گزارش خبرگزاری فرانسه از هاوانا، در بیانیه ای که در روزنامه رسمی گرانما منتشر شد رائول کاسترو اعلام کرد شرایط به گونه است تا به مردم اجازه دهیم از تلفن های همراه استفاده کنند. در دوازده ماه مارس نیز رائول کاسترو از لغو ممنوعیت خرید رایانه ، تجهیزات ویدئویی و وسایل صوتی خبر داده بود.
کوبا کشوری در قاره آمریکا ودر همسایگی آمریکا . این یعنی اینکه دیواری را فرض کنید که مردم پشت این دیوار به دو شکل کاملاٌ متفاوت در حال زندگی هستند.. یک سمت مردمی که در تکنولوژی و استفاده از آن وآزادیهای فردی و اجتماعی غوطه ورند. سمت دیگر مردمی که حتی حق داشتن کامپیوتر را نداشته اند. مشابه این قضیه در بسیاری از موارد دیده میشود.فراوانند مواردی که در یک کشور جرم وگناه نابخشودنی هستند ودر کشور همسایه حق ذاتی وطبیعی افراد محسوب میشود.نمونه دیگری که به خاطر دارم پیشتر نیز در وبلاگ قرار دادم ، مورد زن ومرد عربستانی بود که زن عربستانی بعد ازسی سال زندگی با همسرش و داشتن فرزند ، به علت اینکه در نیمه شبی مرد(همسر) بالاخره تصمیم گرفته بوده که با کنار زدن روبند زن صورت همسر خود را ببیند ، درخواست طلاق داده بود.
به هر حال دنیای غریبی است .مدام به ما میگویند که فطرت بشرها یکی است .غریزه ها یکی است. خواسته ها یکی است ولی زندگی ها متفاوت است.. ولی گذشته از همه موارد عمق فاجعه آنجا است که ما فقط یک بار زندگی میکنیم و هرگز این فرصت را نخواهیم داشت که با آزمون وخطا بفهمیم کدام روش زندگی درست بوده است. به همین دلیل من شخصاٌ هرگز به سنتها پایبند نیستم. رعایت میکنم ولی آنها آیه های لایتغیر نیستند.

هیچ نظری موجود نیست: