
خوب این هم دومین مطلبی که امروز تصمیم به نوشتن آن گرفتم. بخصوص تقدیم به طرفداران فوتبال
عکسی که در بالا مشاهده می کیند مربوط به نسل اول تیم فوتبال پاس است (1342) به لیست اسامی توجه کنید :
ایستاده از چپ : فرامرزظلی،محمدرنجبر،حشمت مهاجرانی،محمودیاوری،حسن حبیبی ،منوچهرحبیبی،محمدعلی مالکیان،اصغرشرفی
نشسته : کیوان نیک نفس، داوداحمدزاده ،پرویزمیرزاحسن،همایون شاهرخی، حسین آقایی نیا،هوشنگ بایگان ومهدی مناجاتی
فقط فوتبالدوستان میتوانند پی به عظمت وبزرگی نامهای ذکر شده در بالا ببرند.حالا توجه کنید تیمی که چندین بار قهرمان ایران شده ،از سه بار قهرمانی ایران در آسیا یک بار توسط این تیم به ارمغان آورده شده ، در لیگ به اصطلاح حرفه ای ایران تنها تیم به معنی واقعی حرقه ای بوده که صاحب باشگاه بوده ، حالا باید به خاطر تصمیم یک یا چند نفرکه فعلاٌ اراده کرده اند هزینه تیم داری نپردازند ، به شهر همدان و با عنوان شهدای الوند هدیه شود.
بنده هیچ وقت طرفدار این تیم نبوده ونخواهم بود ( چونکه شدیداٌ پرسپولیسی هستم) ولی خداوکیلی این چه مملکتی است که به راحتی آب خوردن هر تصمیمی در آن گرفته می شود بدون اینکه پشیزی برای مردم هم حقی قائل باشند؟ در این خصوص تکلیف هویت این تیم که گره خورده با فوتبال ایران می باشد چه می شود؟

۷ نظر:
با این عکس من را بردی به دورانی که این نام ها فوتبال ما را شیرین و دلچسب کرده بودند و دیدن مسابقات جقدر هیجان انگیز بود. در مورد تیم پاس کاملا با تو دوست عزیز موافقم، حالا ببین امروز چه حال و روزگاری دارند هر چند پرسپولیس و استقلال هم حال بهتری از پاس ندارند.
روزگار جان من هم مثل شما عاشق فوتبال هستم و هیچ ورزشی به اندازه فوتبال من را شاد نمی کند . من تمام مسابقات لیگ بخصوص استقلال را که طرفدارش هستم و همچنین تیم ملی را دنبال میکنم اما راستش نه من را راضی میکند نه دلچسب است. بی اخلاقی و باند بازی و خشونت هم در فوتبال ما به چشم میخورد هم در تماشگران آن.
چند روز پیش برای دیدن بازی نروژ و مجارستان به استادیوم رفته بودم، نمی دونی چه حسرتی خوردم، زن و مرد کنار هم شاد و با طراوت تیم خودشان را تشویق می کردند ، دخترانی که سر و سینه شون بیرون بود و هیچکس هم نگاه نمی کرد . با نظم و متمدن تنها بازی را دنبال میکردند و بعد از بازی هم با آرامش و در حالی که از پیروزی کشورشان مست بودند استادیوم را ترک کردند و من ماندم با حسرت های فراوان که چرا ایران ما با آن همه علاقمند به فوتبال اینگونه نیست.
فقط یه جواب برای خودم پیدا کردم...آری آزادی و رعایت حقوق انسانی شادی و شور هم به همراه دارد. با آزادی فوتبال دیدن چه لذتی دارد.
www.vahid132.blogfa.com
سلام روزگار عزیز :
دیروز هر چی خواشتم کامنت بذارم کامنت دونی اینجا بازی درآورد .
اولا مرسی از اینکه کلمه جا افتاده رو بهم گفتی دوم اینکه چه خوب که توهم پرسپولیسی هستی
salam vaghean ke post blog sarsakhte
درود بر روزگار عزيز
خوشحالم از اينكه صفحه نظرات باز شد و تونستم كمي از ابراز لطف شما را جبران كنم.راستش من زياد اهل فوتبال و ورزش نيستم وتا زماني كه ورزش نماهايي مثل حسين رضازاده زياد نشده بودند به بازيهاي ملي علاقه داشتم اما از زماني كه رژيم ورزش را نيز به انحصار نظام و اسلام در آورد تا شكل گيري ايران آزاد از هر پيروزي كه قابليت سوءاستفاده و نفع براي رژيم را داشته باشد خوشحال نمي شوم و اتفاقا از شكست هايش راضي هستم چون ثابت مي كند كه در دوران حاكميت ولايت فقيه هيچ انگيزه اي براي پيروزي ملي وجود ندارد . و اما روزگار عزيز در پست قبلي پرسيده بودي كه چرا دير آپ مي كنم راستش بايد بگويم من بيشتر به كيفيت علاقه مندم تا كميت .تجريه ثابت كرده اكثر مراجعين وبلاگ فقط نيم نگاهي به پست آخر مي اندازند و از مطالعه ساير پستها خودداري مي كنند بنابراين سعي مي كنم پست آخر بيشترين حضور را در وبلاگ داشته باشد تا خوانندگان بيشتري مفهوم مورد نظر را دريافت دارند. در ضمن من سعي دارم مطالب منتشره تاريخ مصرف دار نباشند و بيشتر با مفاهيم زير بنايي ذهن انسانها كار دارم تا موضوعات روزمره بنابراين حق بده كه پرداختن به اين مفاهيم نمي تواند هر روز انجام و يا در فواصل زماني كوتاه انجام شود. فعلا تا درودي دوباره بدرود
سلام... بعد از کلی تلاش آخر این صفحه باز شد . چی بگم مدیریت کدام قسمت از این مملکت درست است که مدیریت فوتبال ما درست باشد !. راستی فقط آبی :-)
سلام دوست عزیز آزاد اندیش.
کامنت شما را خواندم، با شما موافقم نظام جمهوری اسلامی در روند تحمیل کردن مذهب در خصوصی ترین شکل زندگی مردم، زمین سبز فوتبال و در کل ورزش ما را غمگین و مذهبی کرده است. شادی و آزادی و طروات در بازی ها دیده نمی شود . مدیران بی لیاقت و تحمیلی در فدراسیون ها به مانند دیگر مسئولین این نظام سر کارند و شوق و هیجان و کر کری فوتبال جای خودش را به شعارها و تشویق های مذهبی داده است که بارها آن را در ورزشگاه ها از زبان تماشگران شنیده ایم.
باند بازی، خشونت، توهین و فحاشی فضای فوتبال و ورزش ما را الوده کرده است و از همه بدتر که از ورود زنان جامعه ما برای دیدن بازی ها جلوگیری می کنند و بهانه شان این است استادیوم ها به خاطر این چنین مردانی که فحاشی میکنند سالم نیست که خود این فقط برای پوشاندن بحران بی اخلاقی است که ریشه در نظام فاسد جمهوری اسلامی دارد .
آزاد اندیش عزیز، من هم عاشق فوتبال هستم و دیدن بازی فوتبال من را شاد می کند. من صف فوتبال و تیم ملی را از این نظام جدا می کنم . این ها بچه های فوتبال سرمایه ملی مردم و میهن ما هستند و خیلی از این بازیکنان مثل من و شما فکر می کنند و خودشان هم قربانی این وضیعت اسفناک هسنتد . پیروزی تیم ملی بخصوص در باریهای جام ملت های آسیا که در پیش است مردم ما را شاد خواهد کرد، همان چیزی که آقایان نمی خواهند یعنی شادی و رقص مردم. من هر بار که تیم ملی فوتبال میبرد فریاد میکشم تیم ملی، تیم مردم برد اما تیم جمهوری اسلامی باخت.
به امید آن روز که با شور و هیجان و همراه آزادی، فوتبال ایران را تماشگر باشیم.
www.vahid132.blogfa.com
تازه من يه چيزايي شنيدم كه چي شد كه جابجا شد كه اشك آدمو در مياره
خب
يكي از ويژگي هاي مملكت گل و بلبل ما هم همينه ديگه !
ارسال یک نظر