۱۰ اسفند، ۱۳۸۷

تا هستم اي رفيق نداني كه كيستم
روزي سراغ من آئي كه نيستم
.
.
.
در آستان مرگ كه زندان زندگيست
تهمت به خويشتن نتوان زد كه زيستم
.
.
.
پيداست كه از گلاب سر شكم كه من چو گل
يك روز خنده كردم و عمري گريستم
.
.
.
طي شد دو بيست سالم و انگار كن دويست
چون بخت وكام نيست چه سود از دويستم
.
.
.
گوهر شناس نيست در اين شهر شهريار
من در صف خزف چه بگويم كه چيستم

۳۰ بهمن، ۱۳۸۷

فنجان

تا ساعت هشت و نیم شب سر کار باشی ، اون هم یک روز مسخره که به جز دو ساعت سر کلاس رفتن مابقی اوقات به بطالت وبیهودگی طی بشه ، بعد موقع خروج از اداره یکی از همکاران دم در سازمان دیده بشه اون وقت مجبور بشی بر خلاف تمایل سوار ماشینت کنی وببری برسونیش ، نتیجه اینکه ساعت نه ونیم شب میرسی خونه.
تا اینجا رو داشته باش ، حالا رسیدی خونه ، دوش گرفتی ، شام خوردی ، آب رو جوش کردی می خواهی چایی بخوری ، به خودت میگی از صبح چایی زیاد خوردم بهتره شیر قهوه بخورم . شیر قهوه رو درست می کنی ، یک فنجان خوشگل برمی داری ، توش شیر قهوه میریزی ، آروم حرکت می کنی به سمت اتاقت .ولی چی میشه ؟ انقدر لبالب قهوه ریختم توش که تا برسم تو اتاق پر نعلبکی شیر قهوه شده ، فنجان خوشگل سفید رنگی که من رو وسوسه کرد داخلش قهوه بخورم حالا تبدیل به یک فنجان کثیف قهوه ای رنگ شده . به خودم میگم اشکال نداره الآن تمیزش می کنم . چند تا دستمال کاغذی بر میدارم که دور و زیر فنجان رو پاک کنم ولی درست تو آخرین لحظه نصف محتویات فنجان خالی میشه رو میز. نشد ، نشد که لم بدم و این فنجان رو بگیرم دستم و آروم آروم در حالی که قهوه می خورم به صفحه مونیتور خیره بشم و اخبار روز رو نگاه کنم.
تصمیم می گیرم که برم از هوای بهاری تهران استفاده کنم. پنجره باز میشه واین هوای بهاری که مثل خروس بی محل شده ودرست در زمانی که باید از برف وسرما بلرزیم ، به سراغ این شهر نفرین شده آمده ، وارد اتاق میشه.
حالا لم دادم روی صندلی و چند تا کنترل ( ریموت ) تو دستام گرفتم وواسه خودم کانالهای تلویزیون رو جابه جا می کنم. صدای آمریکا ، بی بی سی ، تپش ، شبکه های داخلی ، بی فایدست ، تصمیم میگیرم روی صدای آمریکا متوقف بشم تا ببینیم این نوری زاده مسخره باز چی داره میگه .هیچی نمیگه جز حرفهای تکراری.
خوب اینها که گفتم شرح ماوقع دو ساعتی هست که به منزل آمدم .انگار در این لحظه تمایل جدی به انجام هیچ کاری ندارم . بهتره برم بخوابم تا آماده دیدن روی ماه تو باشم. جداٌ توجه کردی به این موضوع که الآن مدتهاست هیچ چیزی به جز با تو بودن و در کنار تو بودن برای من هیجان و تازگی نداره ؟ خدایا شکرت که نمیگذاری هیچ بنده ای نا امید بمونه .

۲۵ بهمن، ۱۳۸۷

روز والنتین - 2



امشب شب والنتین است و در واقع بهانه ای برای نزدیک تر شدن دلهایی است که به هم نزدیکند . تجلی این مسئله در میان دو قلبی است که به یاد هم و به عشق هم می تپند .این قضیه هر سال بوده و بازهم خواهد بود. در هر سال افرادی به این جمع اضافه می شوند وطبعاٌ افرادی نیز از این جرگه خارج می شوند. خوشحالم و مسرور از اینکه بعد از سالها دیدن این روز خاص ، بالاخره امسال شخصاٌ این روز وشب رو با همه وجودم لمس می کنم . به تو عزیز دلم این روز رو از صمیم قلبم تبریک می گویم و امیدوارم همیشه شاد وسلامت وموفق باشی . با اینکه این فرصت فعلاٌ برای من مهیا نیست که با دستانم هدیه ای رو در دستان زیبای تو قرار بدهم ولی بدون قلبم رو کادو پیچ می کنم و با روبانی که دور قلبم گره زدم ، اون رو برای همیشه وتا آخر عمر به تو تقدیم می کنم .

دوستت دارم

۲۴ بهمن، ۱۳۸۷

روز والنتین - 1

بیست وششم بهمن برابر با چهاردهم فوریه است و روز والنتین (هرسال یست وپنج بهمن برابربا چهاردهم فوریه است ولی امسال به علت کبیسه بودن بیست وشش بهمن روز والنتین است) .به همین دلیل عین مطلبی رو که از دانشنمامه ویکی پدیا در این خصوص تهیه شده ، در اینجا میگذارم تا بعداٌ مطلب خودم رو بنویسم. پس فعلاٌ این شما واین هم مطلب درج شده در دانشنامه :

روز والنتین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) ، روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار
قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.
پیشینهٔ‌ تاریخی :

تاریخچه کامل و دقیق والنتین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته‌ است.
امروزه
کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌ است که حداقل سه قدیس به نام والنتین وجود داشته ‌اند که همگی به شهادت رسیده‌اند ، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.
روایت‌های مشهور :
در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانیان در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با والنتین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده می‌شود.
افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.
شهرهای منتسب به والنتین قدیس :
بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتین قدیس که در قرن ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوانهای والنتین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن ۱۹ به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد . خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجود این بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گستردهٔ رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس «شهر عشاق» لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتین میزبان فستیوالی به نام «فستیوال عشق» می‌باشد.
بقیه مطلب در همان دانشنامه موجود است. فعلاٌ این بماند تا به نوشته خودم برسم.