
۱۱ دی، ۱۳۸۷
واسه خنده
هفت صبح :
تازه از خواب بیدار شدم. به جای اینکه سر حال باشم با یک دنیا سوال ، علامت سوال ، بهت وتعجب مواجه هستم.اینجوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گاهی بهتره آدم بگه خوش به حال خر
پ.ن : نمیخواهی بیایی ؟ به حساب من دو روز دیگه مونده.
۱۰ دی، ۱۳۸۷
آسمان


به این سه تصویر نگاه کنید .تصویر برفی مربوط به زمستان سال گذشته تهران است وتصویر دوم مربوط به همین هفته هست که از فرط دود ونکبت برج 435متری میلاد که چهارمین برج بلند دنیا است دیده نمی شود. ضمناٌ یک تصویر از همین برج در یک روز معمولی هم در تصویر سوم دیده میشه.
خدایا خودت به داد این مردم بدبخت برس وکاری کن که با بارش برف وباران در این زمستانی که متاسفانه از ابتدای پائیز بارشی نداشتیم ، سستی ، کاهلی وبی کفایتی مدیران مربوطه جبران بشه.
سال نو
آغاز سال نو میلادی به تو عزیزم و به هر شخص دیگری که اینجا رو می بینه مبارک باد. این ایام به تو بیشتر خوش می گذره .رفتی سفر و داری از تعطیلات لذت می بری ، ولی من چی؟ من نشستم اینجا منتظرم تو از سفر برگردی . پس حسابی خوش بگذرون که بعداٌ وقتی تعریف کردی حس کنم چه خوب شد صبوری به خرج دادم.
سختی
پنج روز خیلی زیاده ........... ولی مجبورم تحمل کنم. تحملش با فکر شیرینی بعد از پنج روز آسون تر می شه.
۲۷ آذر، ۱۳۸۷
بدون شرح
باورکن انگار از یگ جنگ برگشتم با بدنی زخمی و پر از ترکش خمپاره ، درب و داغون .امروز انگار در حال طی کردن دوران نقاهت و بازسازی هستم. بی حس ، بی حال ، خسته ، بدون انرژی ، ساکت ولی امیدوار .
اشتراک در:
پستها (Atom)

