23 January، 2008

تشکر ویژه

خوب به میمنت وسلامتی برق هم جیره بندی شد .بله تعجب نکنید چند روزه که در تهران (البته ظاهراٌ در برخی از مناطق ) برق هم روزی چند بار قطع میشه. از جمله مال ما که ظرف این 48 ساعت اخیر 7 مرتبه قطع شده.آخریش هم دیشب ساعت 2 بامداد بود.همون موقع که با خرابی تماس گرفتم گفتند چون گازنداریم ونیروگاهها مون از مدار خارج شده تا اسفند همینه و بعد هم گوشی روگذاشت.جداٌ فکر کردم که شوخی میکنه ولی با خبری که امروز خوندم باورم شد که بله اینبار هم پیشرفت معکوس شامل حال ما ایرانیان شد و دقیقاٌ بازگشت شکوهمندانه ای به دوران جنگ وبعد از آن پیدا کردیم که برق روزانه 3 نوبت وهر بار 3 ساعت مطابق یک جدول هفتگی که به طور مرتب در روزنامه ها چاپ میشد قطع میشد.
حالا اول خبر رو بخونید که نگید من چرت و پرت میگم :
وزیر نیرو گفت : همه تلاش دولت این است که شرایط خاص پیش آمده و سرمای فراگیر و طولانی ، به خاموشی نیروگاهها و اعمال خاموشی اجباری منجر نشود.
فتاح در پایان نشست هیئت دولت در مصاحبه با خبرنگاران افزود : برای ذخیره انرژی برق و تزریق آن به مناطق سردتر ، ممکن است برخی خاموشی ها از ساعت یک تا پنج بامداد اعمال شود.
خوب حالا باورتون شد؟ من شخصاٌ از این همه پیشرفت معکوسی که روز به روز داره نصیب ما میشه متشکرم. امیدوارم بعد از جیره بندی بنزین ، گاز، برق ، کمبود پودر لباس شویی وگرانی های مکرر بازگشت شکوهمند دیگری داشته باشیم به عصر حجر .. بچه ها متشکریم

19 January، 2008

علم غیب

می گویند از کرامات شیخ ما این بود که عسل می خورد ومی فرمود عسل شیرین است. حالا شما بخوانید این خبر را و اصلاٌ هم فکر نکنید که خدای نکرده از خدا باید تشکر کرد که هوا رو کمی گرمتر کرده.

تک مضراب

والا به خدا می خواهم بقیه سفرنامه رو بنویسیم ولی این سوژه ها به نظرم واجب تره... ببینید وزیر محترم رفاه وتامین اجتماعی چه فرمایشی کردند :
اعلام خط فقر به چه درد مي‌خورد!
وزير رفاه و تامين اجتماعي با بيان اين ‌كه در هيچ‌يك از مفاد قانوني كشور ذكر نشده، چنانچه خط فقر 100 يا 400 هزار تومان باشد، به چه دردي مي‌خورد و بايد چه‌ كار كرد، بقیه مطلب رو اگر عصبانی نشدید بروید خودتون از اینجا بخونید.
پ.ن : جداٌ چیزی نمی توانم بنویسم.

18 January، 2008

خبرنامه

تمامی این اخبار از سایت تابناک مورخ 28/10/86 استخراج شده است.
تا دلتون بخواهد می توانید از این خبرها کنار هم بگذارید و حال کنید .

سفرنامه

بله دوستان ما هم رفتیم سفر. به یک کشور عربی با همه داستانهای مربوط به عرب وعجم.این سفر هرچند کوتاه بود ولی همراه با تلخ وشیرین های فراوانی بود. تلخی های ناشی از خروج و ورود به فرودگاه امام وشیرینی های مربوط به بخش تفریحات.
و اما شروع داستان : فرودگاه امام در یک هوای سرد .بلیط پرواز ساعت 05:30 بامداد.ورود به فرودگاه جهت طی مراحل قانونی کار ساعت 02:00 بامداد.زمان واقعی پرواز بعد از 6 ساعت تاخیر 11:30 پیش از ظهر.اگر کسی فکر کرده که شرکت هواپیمایی ایران ایر در این 6 ساعت ازمسافران پذیرایی کرده است ، زهی خیال باطل.جالب اینجاست که شرکت هواپیمایی امارات هم که همین مقدار تاخیر را داشت در طول این مدت 2 بار بن پذیرایی به مسافرانش هدیه کرد. خوب این هم از مزایای داشتن کرامت انسانس در این مملکته.
بعد از اینکه به خیرو خوشی با 6 ساعت تاخیر به فرودگاه دوبی رسیدیم ودر یافتیم که ای دل غافل امکان این هم هست که ورود وخروج یک مسافر به فرودگاه کمتر از 15 دقیقه طول بکشه ، تازه دیدیم که مدیران محترم ایران ایر چشم شاد دیدن ما رو نداشتند و برای اینکه نکنه یه وقت زرق وبرق فرودگاه دوبی واحترامی که درآنجا برای مسافر قائل هستند ،مسافران را پر توقع کنه ، لطف کردند وچمدانهای ما را تحویل ندادند .گفتند اگر خدا بخواهد فردا با پروازهای بعدی برای شما میفرستیم.به همین راحتی .
فکرش رو بکنید یکی بره مسافرت چمدانش رو بعداٌ براش بفرستند.حالا کل این مسافرت چقدره ، 4 روز.. بماند که من مثلاٌ توریست بودم ولی بودند افرادی که چند ساعت بعد به مقصد دیگری پرواز داشتند یا فرد دیگری که فقط برای دادن امتحان زبان انگلیسی به دبی آمده بود ولی کارت ورود به جلسه را در چمدانی گذاشته بود که منطقاٌ باید به دستش می رسید که نرسید.
البته ناگفته نماند که چمدانهای مارا دو روز بعد تحویل دادند. ضمن اینکه به علت نداشتن لباس ظرف این مدت بنده مجبور به خرید لباس هم شدم . حالا این خسارت تحمیل شده را چه کسی می دهد خدا داند.این داستان در برگشت هم به شکل وحشتناک تری رخ داد. پرواز برگشت با 4 ساعت تاخیر حرکت کرد و حدوداٌ 3 ساعت هم در فرودگاه امام منتظر ماندیم تا شرکت ایران ایر بتواند چمدانها را از هواپیما خارج کند.تعجب نکیند به گفته مدیر ترمینال، شرکت محترم ایران ایر فراموش کرده بوده که در سرمای 14 درجه زیر صفر تجهیزات را در محیط سر بسته قرار میدهند که یخ نزند. به همین دلیل کل فرودگاه به شکل زننده ای به هم ریخته بود .مردم هم در حضور صدها مسافر داخلی وخارجی یکصدا به شکل شعار شرکت ایران ایر را هو می کردند. ولی انگار نه انگار.مدیران محترمی که حکم خود را از جای دیگر می گیرند باید هم نسبت به اعتراضهای مردم بی تفاوت باشند. تازه باز خدا رو شکر که مسافران را به جرم اغتشاش وتشویش اذهان عمومی بازداشت نکردند.
این داستان ادامه دارد.

14 January، 2008

بازگشت


سلام... من از مسافرت برگشتم..مطلب بعدی در خصوص شرح ماجراهای پیش آمده در سفر دوبی است.