۰۹ اردیبهشت، ۱۳۸۶

اولویت
















امروز خوشبختانه یا متاسفانه باران نسبتاٌ تندی شروع به باریدن کرد ، اینکه هم زمان از دو لفظ خوشبختانه یا متاسفانه استفاده کردم به این دلیل است که با توجه به بضاعت ما در استفاده از نعمتهای خداوند ، این نعمات برای ما گاهاٌ به شکل عذاب الهی آشکار می شود.همین امروز به شکل عجیبی شهر به هم ریخته بود ، سطح خیابانها مملو از آب ، جوی ها کاملاٌ مسدود شده ،خیابانها ترافیک ، حتی بزرگراه ها وآزادراه های منتهی به تهران کاملاٌ مسدود
نمیدانم آیا در سایر مناطق دنیا هم یک باران باعث چنین دردسرهایی می شود یا نه ؟ ولی با نگاهی به بعضی از وقایع مشابه بین ایران و سایر کشورها تنها یک سوال برای هر کسی پیش می آید که چرا اتفاقات یکسان باید در این کشور این چنین مصیبت زا باشد؟ زلزله نمونه کاملاٌ ملموسی است .زلزله در ایران یعنی یک فاجعه انسانی ولی همان زلزله در ژاپن یعنی یک اتفاق نسبتاٌ معمولی وکم خطر.
آیا وقت آن نرسیده است که مدیران مسئول در ترتیب برخی از اولویتها یک تجدید نظر اساسی به عمل آورند؟به عنوان نمونه آیا پسندیده ترنبود در آغاز فصل بهار توان کشور صرف آماده گی در مقابل اتفاقات اینچنینی می شد تا ارتقاء امنیت اجتماعی؟





۰۶ اردیبهشت، ۱۳۸۶

آزاد ترین افراد دنیا

می گویند آزاد ترین افراد دنیا دیکتاتورهایی بودند که در گذر تاریخ همواره رفت وآمد کرده اند زیرا آزادی همهء مردم کشور خود را به نفع خود مصادره می کرده اند.

۰۴ اردیبهشت، ۱۳۸۶

نتیجه گیری

شرلوک هلمزکارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون رابيدار کرد و گفت: "نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟" واتسون گفت:"ميليون ها ستاره مي بينم"،هلمز گفت: "چه نتيجه اي مي گيري؟"، واتسون گفت: "از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم، از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري ست، پس بايد اوايل تابستان باشدو از لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد ".
شرلوک هلمز قدري فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقي بيش نيستي! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را دزديده اند"
حالا از دوستان عزیزم میخواهم که کمک کنند وبگویند با نگاهی به اطراف خود چه نتیجهء ساده و اولیه ای می گیرند؟

۰۳ اردیبهشت، ۱۳۸۶

ايمني ترافيك

دوستان عزیز 23 تا 29 آوريل ( 3 تا 9 ارديبهشت) امسال از طرف سازمان ملل متحد به عنوان هفته جهاني ايمني راه‌ها نامگذاري و معرفي شده است. به‌همين مناسبت، مراسم و برنامه‌هاي متعددي در سراسر جهان برگزار مي‌شود. بياييد ما هم به سهم خود، مشاركتي كوچك در اين رويداد مهم داشته باشيم.
فايل ضميمه حاوي 10 واقعيت در باره ايمني ترافيك است كه از سوي سازمان بهداشت جهاني اعلام شده است. اين فايل را براي همه دوستان خود ارسال كنيد و قدمي كوچك اما مفيد در راه آگاه‌سازي جامعه از خطرات حوادث ترافيكي برداريد.
حاميان سفر ايمن
این اطلاعیه ازسوی دوستان عزیزم ارسال شده بود ، برای این جمع آرزوی موفقیت دارم.

۰۲ اردیبهشت، ۱۳۸۶

جالب؟؟







این چند تصویری که در اینجا مشاهده می کنید بخشی از مجموعه عکسهایی است که در سایت بازتاب با عنوان تصاویر جالب قرار داده شده است.با نگاهی به این عکسها و این تیتر سایت بازتاب انسان ناخودآگاه دچار سردرگمی می شود و با خود می گوید خدایا مفهموم لغات در زبان فارسی عوض شده است ؟ یا اینکه ما از ابتدا مفاهیم را به شکل غلط یاد گرفته ایم؟ برای رفع این سوء تفاهم با مراجعه به فرهنگ لغت عمید متوجه شدم هنوز در مقابل کلمه جالب نوشته شده است : جلب کننده ،بسوی خود کشنده ، رباینده ودلربا ، خوب اینها یعنی اینکه مفهوم جالب عبارت است از" خوشایند"
خوب حالا فهمیدیم ظاهراٌ این تصاویر برای دست اندرکاران سایت بازتاب خوشایند بوده است ، اما به نظر شما این خوشایندی از بابت کیفیت هنری این مجموعه عکسها است ؟ یا اینکه محتوای داخل این عکسها خوشایند بوده است؟
با کمی دقت هرشخصی در می یابد که عکسهای مذکورفاقد کیفیت هنری خیره کننده است ، پس لاجرم محتوای عکسها برای آن افراد جالب وخوشایند بوده است. حالا کسی نیست از این حضرات سوال کند که سلب آزادی فردی انسانها آیا خوشایند است؟ آیا اگر آدمها حتی حق انتخاب نوع لباس و پوشش را نداشته باشند خوشایند است؟؟ افسوس که هیچ کس به یاد نمی آورد که فرق بین انسان وسایر مخلوقات مانند حیوانات و فرشتگان تنها داشتن آزادی وحق انتخاب است ، که با کمال تاسف باید اذعان داشت در طول تاریخ بشر،همواره این حق به یغما رفته است.

۳۰ فروردین، ۱۳۸۶

خواست مردم

سرانجام امروزسد سیوند که مدتها ساخت آن مورد مناقشه قرارگرفته بود ، آب گیری شد.در خبری که امروز خبرگزاریهای فارس ، ایسنا و بازتاب اعلام کردند ،آمده است که با توجه به اصرار مردم قرار شد سد آب گیری شود.قصد ورود به حواشی ایجاد شده در خصوص سد ومسائل مربوط به آن را ندارم ولی نکته ای که باید مورد توجه قرار بگیرد همین خواست مردم است که واقعاٌ باید چگونه به آن توجه کرد. در خصوص راه اندازی این سد بخشی ازمردم رسماٌ به آب گیری آن اعتراض داشتند وحتی تشکل های مردمی حاظر به پرداخت هزینه های مادی مربوط به ساخت سد هم شده بودند ولی از طرفی هم طبق اظهار خبرگزاریها مبنی بر اصرار مردم منطقه ، آنها خواستار آب گیری ونهایتاٌ افتتاح سد شده بودند. سوالی که برای من پیش آمده است این است که به راستی عیار تعیین خواست مردم چیست وچگونه باید به آن بها داد؟ به نظر شما مسئولی که در واقع به نمایندگی از کل مردم دارای آن مسئولیت شده است ، می تواند تصمیماتی اتخاذ کند که کل افکارعمومی از آن راضی باشند ؟ یا اینکه همیشه باید نظرات بخشی از مردم در تصمیات لحاظ شود؟

۲۹ فروردین، ۱۳۸۶

فیلم300


راستش مدتها بود که می خواستم مطلبی در خصوص فیلم 300 وجنجالهای مربوط به این فیلم که یک بار دیگر احساساتی بودن ما ایرانیها رو اثبات کرد بنویسم ،ولی نمیدونم چرا چیزی به ذهنم نمی رسید و حتی فکرم در این خصوص متمرکز نمی شد ، تا اینکه امروز در روزنامه اعتماد ملی طرحی دیدم که به نظر با هزارزبان، طنز تلخ در حال شکل گیری را روایت می کند.این کار اثر آقای چمال رحمتی است .


۲۷ فروردین، ۱۳۸۶

باد ما را خواهد برد

در شب کوچک من، افسوس
باد با برگ درختان ميعادی دارد
در شب کوچک من دلهره‌ی ويرانيست
گوش کن
وزش ظلمت را می‌شنوی؟
من غريبانه به اين خوشبختی می‌نگرم
من به نوميدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می‌شنوی؟
در شب اکنون چيزی می‌گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر اين بام که هر لحظه در او بيم فرو ريختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظه‌ی باريدن را گويی منتظرند
لحظه‌ای و پس از آن، هيچ.
پشت اين پنجره شب دارد می‌لرزد
و زمين دارد
باز می‌ماند از چرخش
پشت اين پنجره يک نامعلوم
نگران من و تست
ای سراپايت سبز
دستهايت را چون خاطره‌ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش‌های لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد
این شعرزیبای فروغ را با صدای نیکی کریمی بشنوید.

۲۶ فروردین، ۱۳۸۶

استقراض










درچنین روزی (25 فروردين 1293 خورشيدي) در تهران اعلام شد كه دولت در صدد استقراض يكصد هزار ليره از بانك انگلستان با بهره متعارف است تا در تاريخ معين ( سي ام تيرماه ) كه سلطان احمد شاه به سن قانوني خواهد رسيد ، مراسم تاجگذاري رسمي وي را برگزار كند!!.
بانگاهی به این قضیه که دولت وقت برای انجام یک مراسم ساده مجبوربه گرفتن وام از خارج از ایران می شود می توان به راحتی به نحوه وحشتناک زندگی مردم در آن دوران پی برد.شاید چنین نگاهی ظهوررضا شاه وبرکناری خاندان خائن قاجار از سلطنت را قابل هضم کند.به نظرم درطول چند قرن اخیر هیچگاه شرایط به اندازه دوران قاجار برای پیشرفت همه جانبه ایران مهیا نبود ونخواهد هم شد،افسوس که تمام آن فرصتها به ید خاندان قاجار به باد رفت.

۲۵ فروردین، ۱۳۸۶

سفر ایمن


این سه پوستری که مشاهده می کنید متعلق به سازمان بهداشت جهانی بوده که منعکس کننده عمق فاجعه کشتار و مصدومیت در جاده های جهان است ، این پوسترها توسط جمعی از دوستان بنده که در حال راه اندازی تشکلی قانون با عنوان "انجمن حامیان سفر ایمن " هستند برای من ارسال شده است.دوستان عزیزتوجه کنید که در ایران سالانه حدود بیست و هفت هزار نفر در جاده های کشور کشته می شوند ، بیائید فرض کنیم همه عضو انجمنی هستیم که وظیفه ما در آن تنها صحیح رانندگی کردن می باشد.این پوسترها را دریافت کنید وبه همه دوستان خود بدهید.به امید روزی که در جاده های امن رانندگی کینم.

۲۴ فروردین، ۱۳۸۶

کتیبه بیستون





تصویری که مشاهده می کنید کتیبه بیستون مهم ترین سندمکتوب در خصوص هخامنشیان است که در30 کیلومتری کرمانشاه واقع در کوه بیستون ودر ارتفاع 100 متری در روی صخره ای صاف سنگ نبشته شده است.برای آشنایی بیشتر با این کتیبه می توانید به اینجا بروید.ترجمه این کتیبه بسیار متن زیبا و عبرت آموزی داردکه باید دقیق مورد مطالعه قرارگیرد ولی نکته قابل تامل در این متن اشارات گاه وبیگاه داریوش است در خصوص پرهیز از دروغ ونتایج مصیبت بار آن. لطفاٌ متن آن را مطالعه کنید.توصیه داریوش هخامنشی به راستگویی و دروغ نگفتن وهمینطور اولین توصیه ای که در اسلام در این خصوص می شود(دروغگو دشمن خداست یا دروغ سرچشمه همه پلیدی هاست) نشان از این دارد که در این مرزوبوم همواره تلاش شده که به هرشکلی مردم راستگو باشند. اینکه در طول قرنهای متمادی آیا این قضیه رعایت شده است یا خیر موضوع مهمی نیست ، به نظرم باید در زمان حال در جستجوی این مطلب بود ، چون قابل لمس است.با یک نگاه اجمالی به جامعه یا حتی به اطرافیان وآشنایان خودمان می توانیم بفهمیم که چه فاجعه ای در حال شکل گیری است. به نظر میرسد که درصد بالایی از مردم به شکل وحشتناکی به دروغ گفتن معتادشده اند. هرچند با توجیهات سبک و مبتذلی این قضیه توسط مردم توجیه می شود ولی نتیجه اخلاقی ان شکل گیری جامعه ای است که درآن نمی توان به کسی اطمینان کرد.جهت امتحان این مسئله هر شخصی می تواند یک روز خودرا در نظر بگیردو ببیند کدام فعالیت روزانه ( اعم ازخرید -استفاده از خدمات- انجام اموراداری و غیره) بااطمینان کامل ورضایت قلبی انجام می شود و همچنین در آن روز نمونه چند بار قسم چلاله یا ائمه معصومین یا حتی فرزندان بی دلیل یا با دلیل بر زبان جاری می شود. باید به مرور باور کنیم که بدون دروغ و شاهد آوردن از طریق قسم و صرفاٌ با راستگویی هم می توان آسوده زندگی کرد.

ضمناٌ چون صحبت از داریوش شد می توانید متن کامل کتاب اززبان داریوش را از اینجا دریافت کنید.

تقویم تاریخ





دانشمندان شوروی در 12 آوریل 1961موفق شدنداولین انسان رو به مدارزمین بفرستند،دراین روز جناب یوری گاگارین که عکسش هم اینجا هست ،به فضافرستاده شد وبعدازاینکه دورکره زمین چرخید به زمین برگشت.شایدهیچ کس اون موقع فکرنمیکردکه چهل وچندسال بعد اولین زنی که به عنوان توریست به فضافرستاده میشه یک بانوی ایرانی باشه ،هرچند موفقیت ایشون هم به سبک همه پیروزی هایی که ما کسب می کنیم مرهون حرکت فردی وشخصی ایشون بوده . امیدوارم روزی شاهد باشیم که ایرانیها به شکل گروهی موفق باشندتادیگردلمون به تک ستاره ها خوش نباشه.

۲۳ فروردین، ۱۳۸۶

یاد شاملو


آیدا در آينه

لبان‌ات

به ظرافت ِ شعر
شهواني‌ترين ِ بوسه‌ها را به شرمي چنان مبدل مي‌کند
که جان‌دار ِ غارنشين از آن سود مي‌جويد
تا به صورت ِ انسان درآيد.
و گونه‌هاي‌ات
با دو شيار ِ مورّب،
که غرور ِ تو را هدايت مي‌کنند و
سرنوشت ِ مرا
که شب را تحمل کرده‌ام
بي‌آن‌که به انتظار ِ صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتي سربلند را
از روسبي‌خانه‌هاي ِ دادوستد
سربه‌مُهر بازآورده‌ام.

هرگز کسي اين‌گونه فجيع به کشتن ِ خود برنخاست که من به زنده‌گي نشستم!

و چشمان‌ات راز ِ آتش است
.
و عشق‌ات پيروزي‌ي ِ آدمي‌ست
هنگامي که به جنگ ِ تقدير مي‌شتابد
.
و آغوش‌ات
اندک جائي براي ِ زيستن
اندک جائي براي ِ مردن

و گريز ِ از شهر
که با هزار انگشت
به‌وقاحت
پاکي‌ي ِ آسمان را متهم مي‌کند.

کوه با نخستين سنگ‌ها آغاز مي‌شود
و انسان با نخستين درد.
در من زنداني‌ي ِ ستم‌گري بود
که به آواز ِ زنجيرش خو نمي‌کرد ــ
من با نخستين نگاه ِ تو آغاز شدم
.

توفان‌ها
در رقص ِ عظيم ِ تو
به‌شکوه‌مندي
ني‌لبکي مي‌نوازند،

و ترانه‌ي ِ رگ‌هاي‌ات
آفتاب ِ هميشه را طالع مي‌کند.

بگذار چنان از خواب برآيم
که کوچه‌هاي ِ شهر
حضور ِ مرا دريابند.

دستان‌ات آشتي است
و دوستاني که ياري مي‌دهند
تا دشمني
از ياد
برده شود.
پيشاني‌ات آينه‌ئي بلند است
تاب‌ناک و بلند،
که خواهران ِ هفت‌گانه در آن مي‌نگرند
تا به زيبائي‌ي ِ خويش دست يابند.

دو پرنده‌ي ِ بي‌طاقت در سينه‌ات آواز مي‌خوانند.
تابستان از کدامين راه فرا خواهد رسيد
تا عطش
آب‌ها را گواراتر کند؟
تا در آئينه پديدار آئي
عمري دراز در آن نگريستم
من برکه‌ها و درياها را گريستم
اي پري‌وار ِ در قالب ِ آدمي
که پيکرت جز در خُلواره‌ي ِ ناراستي نمي‌سوزد! ــ
حضورت بهشتي‌ست
که گريز ِ از جهنم را توجيه مي‌کند،
دريائي که مرا در خود غرق مي‌کند
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شوم.

و سپيده‌دم با دست‌هاي‌ات بيدار مي‌شود
زنده یاد احمد شاملو

۲۲ فروردین، ۱۳۸۶

ورزش


























این هم پوشش بانوان ورزشکار در ایران واروپا ، بالایی دومینیکا کیبولکووا تنیس باز اسلواکی وپایینی تیم فوتبال بانوان ایران

۲۱ فروردین، ۱۳۸۶

بالاخره ما چی بخوریم؟

آدم ازدست این پژوهشگران ودانشمندان نمیدونه چکارباید بکنه. من خودم موندم که بالاخره چی بخورم یا چی نخورم ، همین دیروز محققین آلمانی اعلام کردند که کاکائو فشارخون را پایین می آورد و مصرف آن برای قلب مفید است. شرط می بندم که چندوقت دیگه از قول محققین نظر برعکس این هم صادرمیشه ، قبول ندارید؟ به همین چایی خودمون نگاه کنید ، اگه تو همین ایران نظرات کارشناسی در خصوص خواص ومضرات آن یکی بود، در مورد کاکائو هم یکی میشه. من که میگم همه چیز رو باید خورد منتها در حد اعتدال،ضمن اینکه اعتدال هم چیزی نیست که در همه یکسان باشه ، هر کسی باید حد واندازه خودش را بداند.

۱۹ فروردین، ۱۳۸۶

مجازات

تا قبل از وضع قوانین در جوامع بشری ، حاکمان یا خوانین محلی همسان قانون فعلی عمل می کردند. یعنی حرف حاکم وقت ومیل ایشان تبدیل به قانون می شد وطبعاٌ لازم الجرا. درخصوص جرایم وهنجارهای اجتماعی نیزدرواقع چیزمکتوب ومشخصی وجود نداشت ، اگرکسی مورد ظلم واقع می شد تلاش می کرد که حرف خود را به گوش حاکم یا خان منطقه برساند شاید دل او به رحم می آمد ودستور بررسی میداد.به مرورزمان وبا تشکیل جامعه مدنی قوانینی وضع شد وبه طبع آن سیستم قضایی نیزپا گرفت. این قوانین در بخش جرائم به کمک تجربه وعقل وهمینطور شرع برای هرجرم مجازات خاصی را درنظرگرفته است که البته تشخیص آن نیزصرفاٌ به عهده سیستم قضایی قرارگرفته است.یعنی دیگر هیچ کس یا هیچ سیستمی نمی تواند فراتر از قوانین وضع شده حکم براند.
حالا توجه کنید به این خبر : سایت ایسنا وبه طبع آن سایت نواندیش اعلام کردند که رییس پلیس تهران در یک مصاحبه در خصوص مبارزه با بدحجابی گفته اند که خودروهای حامل فرد بدحجاب 2 ماه توقیف خواهندشد.قصد بحث درخصوص حجاب یا بی حجابی رو ندارم ، به هرحال این قضیه برای پلیس به عنوان یک جرم تعریف شده و منطقاٌ هم باید با جرم برخورد بشود. ولی نکته جالب توجه نحوه پوشش خبری این مصاحبه از سوی ایسنا ونو اندیش است. تیتر کردن یک جمله از صحبتهای رییس پلیس ( توقیف 2 ماه خودرو)که حتی معلوم نیست ایشان این عبارت را به زبان آورده باشند یا نه ، فی الواقع یک بدسلیقه گی بیش نیست. آیا بهترنبود تیتر ایسنا به
این شکل تغییرمی یافت : خودروهای حامل فرد بدحجاب متوقف وصاحبان آن تحویل سیستم قضایی خواهند شد.

۱۸ فروردین، ۱۳۸۶

حسرت



آقا تورو خدا این عکسو ببینید. جداٌ من که کلی حسرت میخورم چرا نباید یه جایی تو ایران باشه که بتونی سرشب یا غروب یه روز تعطیل آزادانه با دوستات بری یه لیوان آب جو بخوری. حالا بعضی ها نگن که ای آقا هرچی که بخواهی توایران هست، آره هست ولی این شکلی که آرزو کردم نیست.

۱۶ فروردین، ۱۳۸۶

میهمان نوازی

این هم عکس میهمانان ایران( ملوانانان انگلیسی). ببینید چه خوش وخرم وسر حال با کوله بارهای اهدایی از سوی ایران در حال برگشتن به کشورشان هستند.حالا بعداٌ یک سری آدم معلوم الحال میگویند که ایرانیها میهمان نواز نیستند.بابا ما چطوری باید ثابت کنیم که میهمان نواز هستیم؟ضمن اینکه این قضیه به نظر من نشان ازضعف سازمان گردشگری ما داره که در جذب توریست ضعیف عمل میکنه ،به حدی که نیروهای نظامی ما مجبورند جهت جذب توریست به کشور میهمان نواز ایران اقدامات این چنینی به عمل بیاورند.این هم لینک مطلب

۱۵ فروردین، ۱۳۸۶

تفاوت



همونطور که همه آگاهی دارند یکی از شاخص های توسعه در هر کشوری حمل ونقل وصنایع مربوط به آن می باشد. به طور مثال جادها، راه آهن وحمل ونقل هوایی.حالا این مطلب رو داشته باشید و یه عنایت هم به عکس این قطار ، تا بگم جریان چی هست.
این یک قطاره فرانسویه که تونسته رکوردسرعت روی ریل رو بشکنه. با سرعت571کیلومتردرساعت.رکورد قبلی515کیلومتر در ساعت بوده.تفاوت این دو رکورد حدوداٌ 60 کیلومتر در ساعته،یعنی تقریباٌ برابر میانگین سرعت قطارها در ایران.
این یعنی اینکه اگه یه فرانسوی با این قطار مسافرت کنه و همزمان یک ایرانی نیزبا قطاردرداخل کشور قصدسفرداشته باشه ، عجالتاٌ در هر ساعت ایرانی مورد نظر500کیلومترعقب می افته.حالا فرض کنید درهرقطارحداقل200نفرمسافرباشه، این یعنی اینکه در هر ساعت جمعاٌ مسافرین قطارایرانی100000کیلومتردرساعت عقب می افتند. اینو به مقیاس زمان تبدیل کنید وبعد ببینید که آن چیزی که می گویند طلاست ( یعنی زمان) چطوری درایران به هدر میره.ضمن اینکه در واقع این محاسبه ساده تفاوت زمانی توسعه صنعت حمل ونقل بین دو کشور را به رخ می کشه.
این هم لینک خبر برای اینکه کامل تر این موضوع مطالعه بشه

درابتدا

وسوسه بیان اندیشه های درون ذهن چیزی نیست که به راحتی قابل سرکوب باشد ، چه اگه این کار شدنی بود در هر زمانی باید همه چیزازابتداشروع میشد.
البته ناگفته نماند که این میل پیشگفته برای بعضی ها ازجمله حقیرناشی ازابرازوجود است.هرچند اعتراف به این قضیه نیزیادآور طنزتلخ بالا وپایین نشستن در میهمانی است
به هرحال تصمیم گرفتم ازاین به بعد من هم خودم رو به زوربه جمع وبلاگ نویسان محترم اضافه کنم.این که میگم به زورنه اینکه جا نباشه ویا اینکه بگن فعلاٌ پشت در باش.نه . واقعیت اینه که بی انگیزگی بد جوری درنحوه زندگی کردن من رخنه کرده.جمله مسخره که چی؟ شده پاسخ هر تصمیمی که تا الآن باید می گرفتم.حالا خوشمزه اینه که جمله عزیزمن ( یعنی همون که چی ؟ ) یا قبل از اجرای تصمیم هاخودشو میندازه جلو ، یا اگر انگیزه کمی زورش بیشترباشه کاری میکنه که وسط کار از ادامه اجرای تصمیم منصرف بشم.خوب حالا باگفتن این مطلب دیگه خنده دارنیست اگه بگم که از فکرایجاد وبلاگ تا راه اندازی هفت ماه طول کشیده.دیگه مسخره نیست اگه بگم امشب که شب دوازدهم فروردینه فی الواقع من چیزی رو که توی ذهنم مرده بود زنده کردم.حالا اینکه چرا این بار تئوری زندگی من ( فرضیه که چی؟) مغلوب شد، مربوط میشه به یک رویای شیرین .
رویایی که از ابتدای زمستان آغازشد ولی با تغییرمسیرختم به ایام نوروزی شد.یک شب دراوائل زمستان رفیق گرمابه وگلستان بنده ، برای من تصمیم مهمی رو گرفت. سفر به آلمان در ایام نوروز.قرارهم شدمهیا شدن شرایط سفرتوسط رفیق نام نبرده من انجام شود. اگه همه چیزطبق روال پیش می رفت حقیراز بیست وسوم اسفند تاپانزده فروردین درسرزمینی که انصافاٌ دیدنش ازبچگی آرزوی من بوده ،تعطیلات را سپری می کردم.ولی به علت نقص مدارک یا هر دلیل دیگری سفارت آلمان به ما ویزا ندادو به قول معروف من موندم و پانزده روز تعطیلات نوروز. اما از آنجا که خدائی هم وجود داره
گر ایزد ز حکمت ببند دری ز رحمت گشاید در دیگری
اینباربرعکس شد و لغوشدن سفر من به آلمان باعث شد در وتخته ای به هم بخوره تا رویای شیرین دیگری شکل بگیره.رویایی که به احنمال بسیارقوی ونزدیک به یقین برای من نصیبی جزکمی تغذیه از امواج دور و مثبت منبع بسیارقوی آن نخواهد داشت ، و آن چیزی نیست جز مغلوب شدن در مقابل وبلاگ نویسی.