۳۱ مرداد، ۱۳۸۶

بازگشت

امروز در کمال تعجب دیدم بلاگر درست شده ، ولی خوب از اونجائی که هیچ وقت همه چیز هم زمان مهیا نمیشه اینبار هم اینطوری شد ودیدم ای دل غافل چیزی به ذهنم نمیرسه .حالا اگر فردا بازهم بلاگر با ما نامهربونی نکرد یه کاریش می کنم.
ولی حالا واسه خالی نبودن عریضه بگم که دو روز پیش توسط یکی از همسایگان مجاور سه فقره ال .ام.بی دیشهای بنده به فجیع ترین شکل ممکن و قلفتی کنده شده وبه سرقت رفته. الآن هم دو روزه که ماهواره ندارم ، البته قرار شده نصاب محترم در هفته آینده این مسئله رو رفع کنه ولی واقعاٌ دو روزه ذهنم مشغوله که چرا باید یک نفر ازهمسایگانی که دست بر قضا تماماٌ هم دیش دارند ، این کار رو بکنه؟ البته اگر یک بار دیگر این اتفاق رخ بده برای ادب کردن همسایگان محترم ( بعد از اینکه دیش های خودم رو جمع کردم) به عنوان شاکی خصوصی با پلیس تماس می گیرم و می گم که منزل دیوار به دیوار ما آلات شیطانی روی پشت بام خود نصب کرده اند. نظر شما چیه؟؟

۲۲ مرداد، ۱۳۸۶

مشکل

کسی میدونه بلاگر چرا مشکل داره؟ با اینکه من به تئوری توهم توطئه اعتقادی ندارم ولی باور کنید وقتی بعضی اتفاقات اخیر( از فیلترینگ سایتها تا هک شدن پرشین بلاگ) رو کنار هم میگذارم ، حس دایی جان ناپلئونی رو تجربه می کنم .
پ .ن : فعلاٌ تا ایمیل ها هم به سرنوشت وبلاگها دچار نشدند ، میشه از طریق ایمیل اظهار نظر کرد.

۱۴ مرداد، ۱۳۸۶

مشروطه



پنجم اوت سال 1906 ميلادي (14 مرداد 1285 هجري خورشيدي)، مظفرالدين شاه قاجار سرانجام فرمان مشروطيت را امضاء كرد. بعدا قانون اساسي تدوين و نخستين جلسه مجلس شورا در كاخ گلستان با حضور مظفرالدين شاه تشكيل شد و بر سردر ورودي عمارت مجلس در ميدان تاريخي بهارستان تابلوي « عدل مظفر » قرار گرفت ( كه پس از انقلاب 1357 اين تابلو كه لزوما مفهوم مظفرالدين شاه را نداشت از آنجا برداشته شد و درباره سرنوشت آن كه از آثار تاريخي وطن است مطلبي اعلام نشده است). مظفرالدين شاه كه به بيماري سل دچار بود در همين سال درگذشت.

با این اقدام مفاهیم وتعریف های جدیدی وارد مناسبات زندگی مردم شد. از این به بعد بود که مفهوم شهروندی جایگزین رعیت بودن شد وبه تبع آن مردم دارای حق و حقوق شدند.از این به بعدبود که چیزی به نام کتاب قانون به وجود آمد تا هر کسی با متر موجود در آن سنجیده شود. از این به بعد بود که حق حاکمیت از آن مردم شد و مقررشد مشروعیت حکومت نیز به جای آنکه ازطرف خدا ( به واسطه روحانیون مذهبی) تائید شود ، توسط خود مردم ( مستقیم یا با واسطه)به تائید برسد.

ولی زهی خیال باطل که این رویاها در واقعیت شکل گرفته باشد. صد و یک سال از امضاء مشروطیت توسط مظفرالدین شاه می گذرد ، یک انقلاب دیگر( سال57) رخ داده است و متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم به تبیین روابط بین مردم ودولت بپردازیم.بیش از یک قرن از انقلاب مشروطیت گذشته ولی هم مردم هنوز احساس رعیت بودن دارند و هم دولت احساس خان وقیم بودن دارد.

یک قرن از جنبش آزادی خواهانه گذشته است وهنوز در این مملکت نمیتوانی بگویی من با نظر شما مخالفم.صدو یک سال از تبدیل شدن ما مردم به شهروند می گذرد ولی هنوز این حکومت است که می گوید چه لباسی می توانی بپوشی و چه لباسی نمیتوانی بپوشی. بعد از یکصد سال هنوز در انتخابات برای ما کاندید تعیین می کنند . بعد از گذشت صد سال هنوز مانند داستان حسنک وزیرجنازه ها به جهت عبرت دیگران بر سر در شهر آویزان می ماند.

این همه و وآن همه گفته نشده ها شکل میگیرد تا ما به خود ببالیم که کتاب قانون داریم تا افتخار کنیم که نه مانند همه جای دنیا میتوانیم با ندادن مالیات دولت خود را تنبیه کنیم ، بلکه دولت ما میتواند با ندادن بنزین مردم را مسخره و ملعبه دست خود کند.

پ.ن : بر خلاف تصور برخی از دوستان ، در مشروطه ایران برای اولین بار دارای مجلس نشد بلکه این دومین بار بود. اولین مجلس واولین نظام مشروطه دنیا متعلق به ایران بود، در دوران اشكانيان،حكومت ايران مشروطه بود و براي تصويب قوانين و انتصابات مهم حتي تعيين شاه دو مجلس وجود داشت که مجلس عالي تر را مٍهستان ( سنا ) مي خواندند.