۰۷ خرداد، ۱۳۸۶

قوانین مورفی

قوانين مورفي....خيال يا واقعيت!!!!
يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند.
حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن:
- اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
- هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست.
- وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد.
- هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
- هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
- اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند
.
- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي.
- احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
- هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
- اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
- مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد.
- هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود.
- 80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
- وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است.
قوانين اتوبوسي مورفي :
- اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد.
- اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است.
- اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري.
- هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد.
- مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد).
- اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد.
قوانين كامپيوتري مورفي:
- ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.
- اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.
قوانين عاشقانه ي مورفي :
- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد
.
- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است.
- شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
- ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها.
- چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت.
فلسفه مورفي
" لبخند بزن... فردا روز بدتريه
"
و اما سرنوشت خود آقاي مورفي :
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . حالا فکر کن با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري
. احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده :

"اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه"

۰۴ خرداد، ۱۳۸۶

بدون شرح

به این خبرکه در روزنامه ایران(پرتاب از بلندی مجازات دو آدم ربا) چاپ شده است توجه کنید.کاشکی در خصوص چگونگی اجرای این حکم هم توضیحی داده می شد.اینکه بلندی یعنی چقدر؟ منظور کوه است؟ یا پشت بام ساختمان؟ یا از هواپیما مثل چتر بازها؟

۰۳ خرداد، ۱۳۸۶

سوم خرداد

امروز سوم خرداد است. دقیقاٌ در چنین روزی بود که نیروهای نظامی ایران موفق شدند خرمشهر را از چنگ صدام دیوانه آزاد کنند. به نظرم باید این روز برای همیشه در تقویم ایران ثبت شود تا همگان بدانند که مردم ایران هرگز اجازه نخواهند داد دشمن خارجی آن هم یک مشت عرب چشم طمع به خاک ایران بدوزد.
به این قضیه فارغ از حکومت ، رفتارهای جمهوری اسلامی ، مسببین آغاز جنگ یا ادامه آن و...... نگاه میکنم. یاد و خاطره همه شهدای جنگ که در راه دفاع از ایران زمین جان خود را از دست دادند گرامی باد.روحشان شاد.

۰۲ خرداد، ۱۳۸۶

بنزین

این بنزین هم داستان ناتمامی است که ظاهراٌ قرار است تا ما عمر داریم وتا وقتی بشر از این محصول نفتی استفاده می کند ، در ایران به عنوان یک سریال همچنان به روی پرده باشد.
صحبتهائی که اخیراٌ در خصوص مصرف بالای بنزین در کشور وهمچنین نرخ پایین آن انجام می شود به ظاهر سخنان زیبائی است که هر شنونده ای بلافاصله خواهد گفت که حتماٌ برای رفع این مشکلات چاره ای بیاندیشید. خوب به ظاهر کارشناسان امر هم پس از مدتها کار کارشناسی به این نتیجه رسیده اند که باید با افزایش نرخ بنزین و همچنین سهمیه بندی آن از مصرف بی رویه وهمچنین اتلاف منابع مادی کشور جلوگیری کرد. در این خصوص اقدامات معمول هم انجام شده وبدون بها دادن به نظر مردم ( بخوانید صاحبان اصلی منابع) آن اقدامات هم در حال انجام شدن است.
بنده کارشناس نیستم ولی به نظرم هر انسانی که در ایران زندگی کرده است به راحتی می تواند دلایل مصرف بالای بنزین در ایران وهمچنین پائین بودن نرخ آن را ارائه کند.در حالی که تعداد اتومبیل های ایران به زحمت به هفت میلیون می رسد( با جمعیت هفتاد میلیونی) مصرف در ایران ظاهراٌ چندبرابر کشورهای توسعه یافته با تعداد ماشینی به مراتب بالاتر از ایران است. خوب اینجا باید گفت یا مردم ایران بنزین را با آب لوله کشی اشتباه گرفته اند وموقع استحمام از بنزین استفاده می کنند ویا برسر سفره های خود پارچ بنزین می گذارند یا اینکه خیلی اهل گردش وتفریح هستند و با جیبهای مملو از پول دائماٌ با اتومبیل خود ( هر ده نفر یک اتومبیل) در حال گردش وتردد هستند.این دو دلیل که قطعاٌ و هرگز رخ نمی دهد.پس علت چیست؟ شاید هم همه مردم با گالن های بیست لیتری در حال خرید وفروش بنزین به همسایگان هستند؟ این هم نمی تواند دلیل محکمی باشد ، زیرا تعداد مردمی که در نوار مرزی کشور زندگی می کنند اگر روزانه چندین گالن هم قاچاق کنند باز آمار مصرف به این میزان نمی شود.. پس می ماند یک دلیل عقلی و آن هم مصرف بالای اتومبیلهایی که در ایران ترددمی کنند.
توجه بفرمائید که اتومبیلهای داخل کشور وارداتی نیستند و دشمن و استکبارجهانی هم به عنوان توطئه آنها را به شکل قاچاق به داخل کشور نفرستاده اند.اینها اتومبیلهایی هستند که ساخت ایران بوده و با قیمت مفت( بخوانید سه برابر قیمت جهانی ) با هزار منت در اختیار مصرف کننده ایرانی قرار می گیرد.پس این ملت بدبخت نیستند که بنزین را بی رویه مصرف می کنند بلکه این خود دولت است که به زور اتومبیلهائی را به دست مردم می دهد که مصرف بالا دارند.
و اما نرخ پائین بنزین ، در این خصوص نیز دولت هیچ منتی ندارد بر سر مردم بگذارد یعنی نمی تواند بگوید که دارم بنزین را با نرخ آب به مردم می دهم و می خواهم آن را به قیمت جهانی برسانم. زیرا بنزین وماشین ارتباط مستقیم با هم دارند ، چگونه است که وقتی اتومبیل را سه برابر نرخ جهانی وبدون حق انتخاب به مردم میدهد ، بحث قیمت جهانی مطرح نمی شود؟ چگونه است آن موقع کارشناسان نمی گویند مردم بدبخت چه گناهی کرده اند که باید چند برابر همه جای دنیا پول بدهند وماشین آشغال بخرند؟ ولی در بحث بنزین نرخ جهانی وارد معادلات می شود؟بنده با جرات می گویم هر ایرانی که ماشین ایرانی دارد هنگام خرید پول بیست سال سوبسید بنزین را یک جا به دولت تحویل داده است.
نکته بعدی اینکه حتی اگر دولت دلیل قبلی را حرف مفت بداند و با استدلال ثابت کند که باید بنزین نرخ جهانی داشته باشد ، در مقابل این حرف که عزیزان مگر مردم بدبخت به نرخ جهانی کسب و کار می کنند چه جوابی دارد؟ ملت بدبختی که حداکثرسیصد دلار درآمد ماهانه دارند چرا نباید حقوقشان مثل همهء مردم دنیا بشود؟ چرا باز هم هنگام خرج کردن مردم باید مانند هزینه های جهانی خرج کنند ولی هنگام توزیع منابع نباید مانند انسانهای سایرمناطق دنیا سهمیه داشته باشند؟؟؟؟؟

۲۶ اردیبهشت، ۱۳۸۶

سیاهی

مدتی است انگیزه ای برای نوشتن وجود ندارد ، علت آن هم شرایط روحی وروانی است که باعث شده فعلاٌ جز سیاهی هیچ چیز دیگری جلوی چشمانم دیده نشود.از نظر کاری باید اعتراف کنم که درآمدم به هیچ وجه کفاف زندگیم را نمی دهد ومتاسفانه حتی نمی توانم آنرا تا پایان برج حفظ کنم چه برسد به تامین آتیه . این قضیه خود به حد کافی کمر شکن است ، اینکه مطمئن باشی که با ادامه این وضعیت حتی حفظ موقعیت فعلی نیز دارای ابهام است ، بسیارغم انگیز است. گرچه اعتراف به این قضیه سخت است ولی شجاعانه می گویم که بنده با اینکه شغل مناسبی دارم ولی کاملاٌ فقیر هستم. لابد دوستانی خواهند گفت مرتیکه می گوید شغل خوبی دارم ولی فقیرم ،احتمالاٌ دیوانه شده است ... ولی باورکنید حقیقت همین است که گفتم. شغل خوب دارم ،ولی با حقوقی که می گیرم فقط می توانم زنده باشم . این فقر نیست؟؟؟؟
آیا این بدبختی نیست با وجود زندگی در زیرخط فقر حتی این دلخوشی را هم نداشته باشی که شب بعد از 12 ساعت سگ دو زدن ، ماهواره را روشن کنی و کمی آهنگ گوش کنی؟ظرف این یکسال اخیر این دومین بار است که من مجبورم به خاطر ارتقاء امنیت اجتماعی دیش خود را با زبان خوش و مثل بچه آدم جمع آوری کنم.
آیا این مصیبت نیست که در حالی که نمیتوانی شکمت را سیرکنی ، در گرمای تابستان آستین کوتاه نتوانی بپوشی؟دوستان عزیزمن به عنوان یک شخص و آدم چه حق و حقوقی دارم؟ از موهبات زندگی چه چیزی نصیب من شده است؟ ثروت؟ مال؟ منزل؟ ماشین؟ آزادی؟ رفاه؟ آب وهوای خوب؟آرامش؟ بهداشت مناسب؟ اعصاب راحت؟ هیچ کدام از اینها را ندارم ولی دل من را خوش کرده اند که در عوض در آن دنیا همه چیز خواهی داشت. به من می گویند تو نه تنها حق استفاده ازموهبات زندگی را نداری بلکه به زور هم باید به دست ما وارد بهشت بشوی.قسمت تراژیک مسئله آنجاست که بدانی فقط یک بار زندگی می کنی..بله فقط یک بار.
و دردناک تر آنجاست که وقتی خوب نگاه بکنی ببینی که آن یک بار هم مانند گوسفند بوده ای.بدون داشتن حق انتخاب

۲۳ اردیبهشت، ۱۳۸۶

۲۲ اردیبهشت، ۱۳۸۶

Keep Walking.....





Just check this out...... The Organs of your body have their sensory touches at the bottom of your foot, if you massage these points you will find relief from aches and pains as you can see the organs are on right and left foot, the heart is on the left foot


This time, it put organs on the feet as they are. Typically they are shown as points and arrows to show which organ it connects to. It is indeed correct since the nerves connected to these organs terminate here. This is covered in great details in Acupressure studies or textbooks. God created our body so well that he thought of even this. He made us walk so that we will always be pressing these pressure points and thus keeping these organs activated at all times. So, keep walking...

۱۶ اردیبهشت، ۱۳۸۶

قاچاق

اول این خبر را به طور کامل بخوانید ، خوب حالا اصلاٌ به هیچ چیزی فکر نکنید. حالا چشمان مبارک را ببندید و تمام متنی که پیشتر خواندید را در ذهن مرور کنید .فرض می کنیم این کار را انجام دادید . حالا میتوانید به راحتی تصور کنید که در چه جایی دارید زندگی می کنید ، یک خلاف خانه به تمام معنا ، همه در حال گریز وفرار از دست قوانین موجود. هر جنسی که بخواهید تهیه کنید به صورت قاچاق هم وارد شده است . گوشی تلفن همراه ، لوازم خانگی ،چای ، سیگار،لوازم صوتی ، قطعات کامپیوتر ، انواع واقسام نرم افزار ، جدیدترین فیلمهای تولید شده در دنیا والبته خود ایران ،و این آخرین شاهکار که در متن خبر مطالعه کردید که همانا لباس قاچاق است. خوب به امید خدا از اول تیر وبا معلوم شدن انواع لباس قاچاق دیگر چیزی باقی نمی ماند که ما ایرانیها بتوانیم ادعا کنیم نوع غیر قاچاقی آنرا تهیه کرده ایم. در واقع با توجه به تعریف جنس قاچاق و همچنین شرایط خریدو فروش آن عموم مردم ایران یا قاچاقچی هستند یا مال خر.جالب اینجاست که احتمالاٌ زین پس با مشخص شدن انواع لباس قاچاق، مادرانی که با خیاطی زندگی خود را تامین می کنند در جرگه قاچاقچیان لباس قرار می گیرند. حالا تصور کنید وضعیت مشتریان خیاطی ها را که باید مانند معتادانی که می خواهند از قاچاقچی جنس تهیه کنند ، به درب منزل یا مغازه جناب خیاط مراجعه کنند.یک زحمت هم بکشید ودایره تصور را کمی بیشتر وسعت بدهید و فرض کنید مامورین مبارزه با قاچاق کالا ،شخصی را در خیابان دستگیر کنند وبگویند لباس تن شما قاچاق است وباید علاوه بر تحویل این لباس قاچاق ،قاچاقچی ملعونی که این لباس افیونی را برای تو تهیه کرده است معرفی کنید و..... این داستان با توجه به سلیقه طنز شما می تواند تا هر جا که بخواهید ادامه پیدا کند.

۱۴ اردیبهشت، ۱۳۸۶

زیبا و گویا







این تصاویری که مشاهده می کنید مربوط است به مراسمی که به مناسبت "هفته جهانی ایمنی راه ها" در تهران برگزار شده است.درود واحسنت بر کودکان ایران زمین .






۱۳ اردیبهشت، ۱۳۸۶

وای به حال مردم

به گفته سایت انتخاب جناب آقای حداد عادل ریاست محترم مجلس شورای اسلامی به علت گیرکردن در ترافیک ، با یک ساعت تاخیر در مراسمی که قرار بوده شرکت کنند ، حضور می یابند وبعد هم می گویند من که با امکانات ویژه یک ساعت در ترافیک می مانم پس وای به حال مردم.
عرض کنم که حق با شماست جناب آقای حداد عادل ،وای به حال مردم ، وای به حال مردمی که روزانه بیش از دو ساعت در ترافیک می مانند و امکانات ویژه هم ندارند و حل این مشکل هم مانند ارتقاء امنیت اجتماعی از نظر مسئولان نیازبه طرح ضربتی ندارد. بله وای به حال مردم که حتی هوایی که تنفس می کنند ذره ای اکسیژن هم ندارد ولی حل این مسئله هم نیازمند طرح صربتی مانند ارتقاء امنیت اجتماعی نیست.. درست است وای به حال مردم که حتی در نیمه شب نیزآرامش صوتی در شهرشان برقرار نیست ولی باز هم حل این مسئله نیازمندطرح ضربتی نیست.

۱۱ اردیبهشت، ۱۳۸۶

آرایشگاه

طبق این خبری که در سایت امروز درج شده است، ظاهراٌ به آرایشگاه های مردانه ابلاغ شده است ازآرایش موی مردان به سبک مدلهای غربی و آرایش ابروی آنها خودداری کنند.
کاری به این قضیه نداریم که اصولاٌ ابلاغ کردن این مسائل آیا قانونی هست یا نیست؟ از این قضیه هم می گذریم که در چه زمانی زندگی می کنیم ، ولی از یک نکته نمی توان چشم پوشی کرد وآن این است که آیا همراه این ابلاغیه تصاویر و مدلهای مطلوب ابلاغ کنندگان هم ضمیمه شده است یا خیر؟ چون اگر این تصاویر مشاهده نشود آرایشگر بدبخت یا مشتری مظلوم از کجا بداند چه مدلی شرقی است یا چه مدلی غربی ؟ آیا بهترنیست این دوستان لطف کنند وابلاغ کنند که از یک تاریخ خاصی کلیه مردان باید مانند دوران مدرسه یا سربازی با سری کچل وبا موهای نمره چهار در خیابان ظاهر شوند؟ ضمن اینکه فکر نمی کنم این پیشنهاد هم خیلی عملی باشد زیرا از بد شانسی ما مردان ، سر کچل هم این روزها در غرب مد شده و بخصوص ورزشکاران سیاه پوست خیلی تمایل به تراشیدن موهای سر خود دارند. پس تنها یک راه باقی می ماند و آن هم پوشاندن موهای مردان است. روسری که امکان پذیر نیست می ماند کلاه که لابد آن هم باید شرقی باشد .راستی کسی میداند کلاه فینه که ترکها بر سر می گذاشتند و آتاتورک آنرا ممنوع کرد چه شکلی بود؟؟